Save
Upgrade to remove ads
Busy. Please wait.
Log in with Clever
or

show password
Forgot Password?

Don't have an account?  Sign up 
Sign up using Clever
or

Username is available taken
show password


Make sure to remember your password. If you forget it there is no way for StudyStack to send you a reset link. You would need to create a new account.
Your email address is only used to allow you to reset your password. See our Privacy Policy and Terms of Service.


Already a StudyStack user? Log In

Reset Password
Enter the associated with your account, and we'll email you a link to reset your password.
focusNode
Didn't know it?
click below
 
Knew it?
click below
Don't Know
Remaining cards (0)
Know
0:00
Embed Code - If you would like this activity on your web page, copy the script below and paste it into your web page.

  Normal Size     Small Size show me how

5K English Persian

English-Persian (5000 most widely used idioms)

QuestionAnswer
stash انبار کردن، پنهان کردن
shun با اصرار دوری کردن از چیزی یا کاری
nucleus هسته، قسمت مرکزی
plausible باور کردنی، پذیرفتنی
porose متخلخل، پر منفذ
colander صافی، الک
trophy نشان پیروزی، نشان موفقیت، جایزه
peninsula شبه جزیره
scholarly پژوهشگر
nebula ابر سحابی
prevalence شیوع، رواج، نفوذ
semiarid کم آب، نیمه خشک
pragmatic واقعگرایانه، عملی
barbed wire سیم خاردار
settlement حل و فصل، تسویه حساب، اسکان
hopping شدیدا مشغول کار، فعال، خشمناک، متلاطم
squalid کثیف، ناپاک
shunt تغییر مسیردادن، ریل قطار را عوض کردن
judiciary قضایی، وابسته به دادگاه
ludicrous مسخره، مزخرف
courteous مودب، فروتن
auspicious خجسته، مبارک
bewildering (پیچیده وگیج کننده (بخاطر انتخابهای بیشمار
contradictory متضاد، ضد و نقیض
trough طشتک، آبشخور، تغار
sleet بوران، تگرگ ریز باریدن
feckless Lacking purpose.
corrugation شیار یا موج ورق آهن و غیره
simmer آهسته جوشیدن، نیم جوش
cayenne فلفل قرمز
heuristic sensitivity حساسیت کشف کنندگی، درجه حساسیت پی بردن به چیزی
resentment رنجش، خشم، غیض
pasture مرتع، چراگاه
cub بچه شیر، گرگ، بچه پستانداران گوشتخوار
hyena کفتار، آدم خائن
grumpy بد خلق، ترشرو
mortar ملات بنایی، مخلوط سیمان و ماسه
flurry سرآسیمگی، باد ناگهانی
baffle گیج و مغشوش کردن، گمراه یا پریشان کردن
emanate ساطع شدن
stagger تلو تلو خوردن، به تناوب کار کردن
barn انبار غله، انبار کاه، طویله
creek نهر، جویبار
feasible عملی، شدنی، امکان پذیر
sustenance نگهداری، مواظبت
devolution نزول، فساد، انحطاط
bedding بستر سازی، لایه بندی، محکم سازی
welt تاول، ورم
gust تند باد، باد ناگهانی
profanity کفر گویی، بی حرمتی به مقدسات
fairyland کشور پریان
merry-go-round چرخ و فلک
profound عمیق، ژرف
retaliate تلافی کردن، انتقام گرفتن
hail تگرگ (sleet)
hale خوش بنیه، نیرومند، سالم
princox جوان ژیگولو، جلف
turbulence آشفتگی، اغتشاش، آشوب
appeal درخواست، پژوهش، جذبه، التماس
ward off دفع کردن، از خود دور کردن to parry, or turn aside to avert or prevent
truss بستن، گره زدن، محکم کردن
eloquent فصیح، شیوا، سخنور
brawny پرعضله، ماهیچه دار، گوشتالو، نیرومند
wane جنگ و نزاع، نقصان یافتن، کم شدن
set off شروع کردن، باعث شدن، رهسپار سفر شدن
illusive گمراه کننده، وهم آمیز
blistering هوای شدیدا گرم، تاول زننده
canopy پوشش بلند بالای تاج درخت، طاقه، چتر
apprehensive بيمناک ،نگران ،درک کننده ،باهوش ،زودفهم
vanity بيهودگى ،پوچى ،غرور،خودبينی
dagger خنجر دو لبه کوتاه
keen زیرک - باهوش - مشتاق
arson اتش زنى ،ايجاد حريق عمدى
futile بی فایده - پوچ - بی اثر
proliferate تکثیر شدن، به سرعت زیاد شدن
foster شیر دادن، پرورش دادن
botanist گیاه شناس
incarnation تجسد، تجسم ، صورت خارجى، (روانشناسى) حلول
slouch آدم بی دست و پا، تنبل و بی کفایت
lure طعمه قرار دادن، فریفتن
dispensation تقدیر، اعطاء، بخشودگی
homage بیعت با پادشاه یا حاکم
outcast مطرود،رانده ،دربدر،منفور
dismal دلتنگ کننده ،پريشان کننده ،ملالت انگيز
precarious مشکوک، پرمخاطره، نا امن
sacred مقدس، روحانی
blathering چرت و پرت حرف زدن، صحبت احمقانه blather
vim نیرو، انرژی، قدرت، توان
compromise تراضی، توافق، مصالحه، تسویه حساب
probity پاکدامنى ،راستى ،پيروى دقيق از اصول
impudent گستاخ، پررو، چشم سفید
whelp (توله سگ (فحش impudent whelp توله سگ پررو
disband منحل کردن، متفرق کردن
cohort پيرو،طرفدار،همکار
scum تفاله، پس مانده
sacrilege توهین به مقدسات
burden بار مسئولیت، هزینه عمومی
proclamation بیانیه، اعلان، آگهی
rapine دستبرد، غصب و غارت
adept زبر دست، استاد، ماهر
phlegmatic بیش از اندازه خونسرد، بی رگ
coop قفس پرنده، محبوس کردن
morose ترشرو، اخمو، عبوس
deceptively بطور فریبنده، گول زننده
wretch بدبخت ،بيچاره ،بى وجدان ،پست ،خوار
ahorse بر پشت اسب
fret اخم کردن، اذیت کردن، ترشرویی، بی حوصلگی
loot چپاول و غارت کردن
overdue منقضی، دیر آمده، معوق he is long overdue now او خیلی دیر کرده
vile پست و فرومایه، شرم آور
sullen عبوس ترشرو اخمو
rancor بدخواهی، عداوت، کینه و دشمنی
maneuver مانور نظامی دادن
subdue مطیع کردن، رام کردن
curfew شيپور خاموشى ،زمان قطع عبور و مرور قرق ،مقررات حکومت نظامى
banquet مهمانی، ضیافت، بزم
lamprey مارماهی
whelk صدف حلزونی (oyster = صدف خوراکی)
abide the sacrament abide پایداری کردن، وفادار ماندن sacrament آئین و رسم دینی، سوگند
cowl بالاپوش بلند راهبان
truffle دنبلان
scribble با شتاب و بد خط نوشتن یا طراحی کردن doodle
crest تاج، نوک، کلاله
induct (برقرار کردن، گماشتن برپستی، مستقر کردن، آشنا کردن (در مراسم مذهبی و سنتی
prefect (افسر ارشد (روم قدیم
magistrate رئیس دادگاه، دادرس
allegiance تبعیت، وفاداری، بیعت
outright يک جا ،جمله ،اشکارا ،کاملا ،بيدرنگ
regal پادشاهی، مانند شاهان
excessive بیش از اندازه، افراط گونه extravagant
revere حرمت کردن، احترام گذاردن
lain طبقه، اختفا در لباس عوضی
indicant نماینده، نشان دهنده
barbarous وحشی، بیگانه
pammel جسم گلوله مانند، سر عصا، محکم زدن
gratify خشنود و راضی کردن، مفتخر کردن I'm gratified to hear you say so. من مفتخر (خشنود) شدم که این را از شما شنیدم
modish مد پرست، شیک
remiss غافل، بی قید، بی مبالات remiss of me ... چه غافلم من
scorn تمسخر و بی اعتنایی کردن، خوار و حقیرانگاشتن - حقارت، اهانت
obligation دین، وظیفه، تعهد being under obligation to sb مدیون بودن به کسی
peasant رعیت، دهقان، روستایی
Inclination تمایل، شیب، میل
goatishness شهوانیت
potion جرعه، شربت عشق
levity رفتار سبک، لوسی you are attempting levity داری خودتو لوس میکنی
indulge رها کردن، افراط کردن (در مشروبات و مخدرات)، زیاده روی کردن مخالف نبودن، دل کسی را بدست آوردن I don't indulge in such talk من به این حرفها زیاد کاری ندارم
malevolent بدنهاد، نحس
edify تهذیب کردن، اخلاق آموختن
sate سیر کردن، راضی کردن
aftermath عواقب بعدی کاری یا واقعه ای
reconciliation صلح و آشتی، توافق
concede واگذار کردن، قبول شکست
rafrain برگردان ،خود دارى کردن ،منع کردن ،نگاه داشتن
abolish برانداختن ،ازميان بردن ،منسوخ کردن
clench گره کردن (مشت)، پرچ کردن
nuance فرق جزئى ،اختلاف مختصر،نکات دقيق وظريف
aptitude استعداد،گنجايش ،شايستگى ،لياقت ،تمايل طبيعى ،ميل ذاتى
pint 1/8 of a gallon - یک پیمانه
a teensy bit a little bit
cherish گرامی داشتن، تسلی دادن
falter گيرکردن ،لکنت زبان پيدا کردن ،با شبهه وترديد سخن گفتن ،تزلزل يا لغزش پيداکردن
howl زوزه کشیدن گرگ یا سگ
anguish دلتنگی و اظطراب، غم و اندوه
excruciate زجر و شکنجه دادن
exile تبعید کردن، شخص تبعید شده
assailable هجوم پذير،قابل حمله
cleave چسبیدن، پیوستن let us cleave to the matter at hand بیایید بچسبیم به مسئله ای که در دست داریم
rage طغيان ،ديوانگى ،خشم ،خروشيدن ،ميل مفرط ،خشمناک شدن ،غضب
exert اعمال کردن ،بکاربردن ،اجرا کردن ،نشان دادن
congeal (منجمد شدن، سفت شدن، بستن (مایع
Key Chuck سه نظام دریل
clank صدای بلند برخورد دو قطعه فلزی - درب آسانسور و غیره
inconspicuous نامشهود - نا محسوس
chuckle خنده با دهان بسته
screech صدای بکسو بات لاستیک ماشین روی آسفالت
appalling ترسناک - مخوف
fortitude پایمردی - شهامت اخلاقی - ثبات
chapel کلیسای کوچک
inextricable غیر قابل حل، غامض
petal گلبرگ
fringy حاشیه دار
candid بى تزوير،منصفانه ،صاف وساده
slack سست - شل - کساد - لق - آویخته وشل
Terse موجز،بى شاخ وبرگ ،مختصر ومفيد،مختصر
weary خسته ،مانده ،بيزار کردن ،کسل شدن
vigil گشت و هشيارى و مراقبت شبانه
resolute صاحب عزم ،ثابت قدم ،پا بر جا،مصمم ،ثابت
scamper چهارنعل ،بتاخت رفتن ،چهار نعل دوديدن ،گريز،فرار باشتاب ،پرواز سريع
efficacious effective
Frugality صرفه جويى ،کم خرجى
wharf لنگر انداختن ،لنگرگاه ،بارانداز
audacious Showing willingness to take bold risks; recklessly daring.
culmination نقطه اوج، منتهی درجه
Created by: ehsansia
Popular English Vocabulary sets

 

 



Voices

Use these flashcards to help memorize information. Look at the large card and try to recall what is on the other side. Then click the card to flip it. If you knew the answer, click the green Know box. Otherwise, click the red Don't know box.

When you've placed seven or more cards in the Don't know box, click "retry" to try those cards again.

If you've accidentally put the card in the wrong box, just click on the card to take it out of the box.

You can also use your keyboard to move the cards as follows:

If you are logged in to your account, this website will remember which cards you know and don't know so that they are in the same box the next time you log in.

When you need a break, try one of the other activities listed below the flashcards like Matching, Snowman, or Hungry Bug. Although it may feel like you're playing a game, your brain is still making more connections with the information to help you out.

To see how well you know the information, try the Quiz or Test activity.

Pass complete!
"Know" box contains:
Time elapsed:
Retries:
restart all cards